شرکت فیلم سازی «وارنِر بِرادِرز» در تاره ترین اقدام خود علیه ایرانیان، فیلمی با عنوان «سیصد» ساخته است که ماجرای آن در مورد حملهء اسکندر مقدونی به ایران است. نکته خاص و عجیب ماجرای ساختگی فیلم، پیروزی 300 سرباز اسکندر بر سپاه صدهزار نفری ایران است!
خبرنگار سرویس سینمایی خبرگزاری «انتخاب» گزارش داد: شرکت فیلم سازی "وارنِر بِرادِرز" در تاره ترین اقدام خود علیه ایرانیان، فیلمی با عنوان "300" ساخته است که ماجرای آن در مورد حملهء اسکندر مقدونی به ایران است. نکته خاص و عجیب ماجرای ساختگی فیلم، پیروزی 300 سرباز اسکندر بر سپاهی 120 هزار نفری ایران است!
بنابراین گزارش، اين فيلم که دو روز پیش اکران شده است، روايت جعلي جنگ خشايار شاه با شاه يونان، لئو نيداس، است.ایرانیان ، مردمانی هیولا صفت ، فاقد فرهنگ و شعور و انسانیت قلمداد می شوند که جز حمله به سرزمین های دیگر، تهدید صلح و کشتن انسان ها ، چیز دیگری نمی دانند و البته در مقابل این قوم " شرور" چاره ای جز جنگ و نابودی آنها نیست تا بلکه جهانیان از دست این " محور شرارت" رهایی یابند .
در این فیلم، ارتش امپراطوری ایران به فرماندهی خشایار شا، چونان ارتشی از شاطین تصویر شده و حتی چهره برخی شخصیت های ایرانی فیلم، شباهتی به چهره یک انسان ندارد و بیشتر شبیه شخصیت های خونخوار فیلم های علمی - تخیلی است.
همچنين شخص خشايارشا را چنان نشان داده شده است كه انگار وي تمابلات همجنس گرايانه دارد.
یکی از منتقدان این فیلم رو اینچنین توصیف کرده است: "یکی از نئشه کننده ترین فیلم های تاریخ! یک فیلم خسته کننده ، یک فیلم ساخته شده مثل غذای آماده از روی فیلم عالی ، با فیلم نامه بهتر ، بازیگری بهتر ، نبرد های جلوه کننده تر. 300 نفر برای آزادی خودشان جنگیدند ولی در آخر 300 نفر (یکیش خودم) دو ساعتشون وقت زندگیشون رو می خوان پس بگیرند.
به گفته ی او، فیلم قطعا تحریک کننده برای پارس ها خواهد بود. چرا که به نمایش تخیلی از ارتش پارس ها پرداخته شده است. چیزی که تا به این لحظه این نوشته ای در هیچ مجله ای از آن چاپ نشده است.
تهيه كنندگان اين فيلم براي آن نام 300 را برگزيدهآند. درهمين ارتباط طي چند روز گذشته ايرانيان خارج از كشور به خصوص دانشجويان ايراني مقيم مالزي با ارسال تعداد متعددي نامه به گروههاي دانشجويي داخلي و خارجي و ارگانهاي مختلف بين المللي نسبت به توليد و نمايش فيلم 300 آخرين محصول كمپاني برادران وارنر اعتراض نمودند.
قرار است از هفته آينده اين فيلم كه از سوي منتقدين؛ سراسر كذب ارزيابي شده است در سينماهاي مالزي نيز به نمايش درآيد كه ميتواند موجبات ايجاد نگاههاي بدبينانه و شكل گيري نوعي نگاه وحشي منشانه نسبت به ايرانيان را فراهم آورد.
كارگردان هاليوودي در اين فيلم مثل اكثر روايت هاي غربي از تاريخ، ايرانيان را افرادي وحشي، نادان، خونريزو غيرمتمدن و در مقابل «يونانيان» را افرادي بسيار غيور، شريف و دلاور معرفي كرده است.
در پوستر اين فيلم نيز نامي كه به عنوان 300 براي فيلم برگزيده شده است مشابه كلمه انگليسي باغ وحش به تحرير در آمده است.
كارشناسان سينمايي ساخت اين فيلم و نمايش آن در چنين زمان حساسي را مرتبت با اهداف سياسي آمريكائيان قلمداد مي كنند و بر اين باورند كه هدف از نمايش اين فيلم درنهايت به تحريك افكار عمومي بر ضد ايران و فرهنگ و تمدن ايراني منتهي خواهد شد.
كمپاني هاليوودي «برادران وارنر» فيلم جديد خود با نام 300 را بر اساس كتابي از «فرانك ميلر» ساخته است و پس از « بي باك » و « شهرگناه » سومين اثر سينمايي است كه از روي كتابهاي كميك استريپ فرانك ميلر ساخته شده است با اين تفاوت كه اين فيلم در مورد جنگ ميان شاه يوناني (لئونيداس) درمقابل خشايارشاه ايراني با ارتش يكصد وبيست هزار نفري مي باشد.
«زاك اسنايدر»، كارگردان هاليوودي در فيلم جنگي، تاريخي «300» تلاش كرده تا روايت تاريخي مبارزه خشايارشا اول، پادشاه ايران با «لئونيداس»، شاه اسپارت را به تصوير بكشد.
داستان اين فيلم كه به شكل اغراق اميزي سعي شده تا با استفاده از جلوه هاي ويژه و به تقليد از تكنيك فيلم هاي مشهور اخير ساخته شود، عبارت است از جنگ ايران و يونان در ميدان جنگ ترموپيل (گردنه معروفي در يونان ، بين كوه اويته - Oyete - و خليج ماليك) جايي كه پادشاه اسپارتي يعني لئونيداس ارتش 300 نفري خود را عليه ارتش عظيم ايرانيان تجهيز كرد تا مقابل سپاه خشايارشاه ايستادگي كنند... اما گوژپشتي دروازههاي شهر را به روي لشگر ايران باز ميكند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، اين 300 اسپارتي توانستند جلو لشگر عظيم خشايارشاه به مدت 3 روز مقاومت كنند.
اما داستان واقعي بدين صورت است كه يونايان در زمان داريوش بزرگ به ايران حمله آورده و سارديس را به آتش كشيده بودن، در نتيجه داريوش بزرگ براي حفاظت از كشور پهناور ايران راه حل را در فتح يونان مي پندارد.
پس از وي در زمان فرزندش خشايار شاه اين اقدام عملي مي شود، و ايرانيان نيز به يونانيان حمله ور مي شوند.
گفتني است در شرايط روزگار ديرين هر جنگاور يوناني 7برده در اختيار داشت،بنابراين مي توان به صراحت گفت كه آنها 300نفر نبوده اند.
در ساخت اين فيلم فاصله داستان تا واقعيت به حدي زياد است كه حتي خشايارشا به صورت يك پادشاه آفريقايي به تصوير كشيده شده است.
عليرغم همه تلاش دانشجويان و ايرانيان خارج از كشور تا كنون از سوي مقامات ايراني خبري در خصوص تلاشهاي انجام شده درجهت قانع نمودن دولتها در عدم نمايش اين فيلم منتشر نشده است.
* اعتراض ایرانیان
جمعی از ايرانيان نيز با گردآوری امضا و انتشار يک نامه سرگشاده، به پخش اين فيلم توسط استوديوی برادران وارنر در هاليوود، اعتراض کرده اند.
گوشه هايی از نبرد سه روزه ترموبيل بين لشکرايران و ۳۰۰ تن از سربازان يونان باستان، موضوع داستان مصور کتابی از فرانک ميلر است که به تازگی فيلمی از روی آن ساخته شده و از روز جمعه در سينماهای آمريکا وجهان به نمايش درآمده است.
بسياری از ايرانيان مقيم خارج از کشور، پيش از نمايش عمومی فيلم، با تماشای صحنه هايی از تبليغات اين فيلم در سينماها با توجه به اشتباهات تاريخی که درآن به وقوع پيوسته و به خصوص تصوير ناهنجاری که از خشايار شا پادشاه ايران به تماشاگر داده شده، بلافاصله با گردآوری امضا به استوديوی پخش اين فيلم «وارنر برادرز» اعتراض کردند.
ميترا فرخزاد نقاش و عکاس ساکن آريزونا، يکی از اولين کسانی است که اقدام به جمع آوری امضا و اعتراض به استوديوی پخش فيلم ۳۰۰ کرده است و در کمتر از دو روز، بيش از ۱۰ هزار امضاکننده معترض ديگر به او پيوسته اند.
خانم فرخزاد می گويد: «در باره اين موضوع نبايست سکوت اختيار کرد چرا که نمايش خشايار شا پادشاه ايران به شکل يک هيولا، غرور ملی ايرانيان را جريحه دار کرده است.»
نویسنده وبلاگ «هر روز عکس»، می نویسد: راجع به فيلم «۳۰۰» چيزی شنيدهايد؟ فيلمی است بر اساس کتابی از «فرانک ميلر» در مورد جنگ ميان شاه يونانی (لئونيداس) با ۳۰۰ نفر مرد جنگی، و خشايارشاه ايرانی با ارتش ۱۲۰۰۰۰ نفری!
و رشادتها و دليري های آن «۳۰۰» نفر که تا پای جان، و مهمتر از آن برای پيشبرد دموکراسی، با آن ۱۲۰۰۰۰ نفر وحشی غير متمدن «بیدمکراسی» و احمق ميجنگند و آخر، با شکستی پرافتخار، ميميرند.
اين فيلم مهيج هنوز اکران عمومی نشده، ولی ديروز ما در برلين اين افتخار رو داشتيم که زودتر از اکران، آنرا در جشنوارهی فيلم برلين تماشا کنيم.
البته اين افتخار نصيب من نشد، ولی همکارانم، به همراه دوست ايرانيم، فرنوش، به ديدار اين فيلم شتافتند. و امروز حال و قيافهی فرنوش ديدنی بود:
- فرنوش در حاليکه صدايش از عصبانيت ميلرزد و اشک در چشمانش جمع شده تعريف ميکند: افتضاح به معنای واقعی، ايرانيها را مثل حيوان نشان داده بود: بدوی، با پوششی مثل تروريستهای امروزی، جلادگونه با چشمهايی پر از خون، سياه پوست،
ميگويم خب، ۲۰۰۰ سال پيش بوده، قيافهها بايد هم بدوی باشند، جنگ هم بوده، نميشه که همه صلحطلب و مهربان بهنظر برسند، ضمن اينکه امپراتوری ايران، گسترهای از قومها بوده، سياه پوست يا پوستی با رنگ تيره هم نبايد کم بوده باشد.
- ميگويد آخر يونانيها همه خوشتيپ، هيکلهای ورزشکاری، با درايت، شجاع، زيرک که با يک حرکت شمشير، ۱۰۰۰۰ نفر ايرانی را قلع و قمع ميکنند
ميگويم، خب چه انتظاری داری عزيز من، تو هم اگر بخواهی دشمنت را به تصوير بکشی همه را زشت و احمق و عقبافتاده نشان ميدهی، خودت را شيک و خوشگل و باهوش. مگر در فيلمهای جنگ، عراقیها را نديدهای؟
- ميگويد قبول دارم، هميشه اغراق ميشود، اما نه اينکه همهی واقعيتها را تحريف کنند؛ آخر همهی ايرانيها را اين شکلی نشان ميداد، زنهايشان را هرجايی، پادشاهشان را، خشايار شاه، را با صورتی پر از گوشوره و آرايش غليظ، همجنسباز
ميگويم خب مگر نه اينکه پدر تاريخشان، هردوت گفته ايرانيها، زنهايشان را به ميهمانشان تعارف ميکردند؟ مگر کم بوده در تاريخمان، شاهد و ساغر و.... . خب، برداشتشان از ايران همين ميشود ديگر، اما بينندهی فيلم بايد عاقل باشد، مگر ميشود دو همسايه، در يک زمان مشابه، يکی اينقدر متمدن، باهوش، با درايت، ديگری آنقدر عقب افتاده و احمق؟ مشکل اينجاست که تاريخ را هميشه پيروزها مينويسند، هيچ فيلم يا کتاب و يا سند قابل عرضهای از ايرانيها ديدهای که بخواهد اطلاعات بيغرضی از زاويه ديدی دیگر ارائه دهد؟ ضمناً اين هم يک فيلم (فيلم-انيميشن) است، نه سند تاريخی، که خودت را اينقدر ناراحت ميکنی.
- ميگويد آخر مردم برای يونانيها دست ميزدند. آنها را وقهتی ايرانيها رو مثل مورچه ميکشتند و دست و پایشان را با شمشير ميپراندند، تشويق ميکردند
ميگويم خب فيلم اکشن بوده، چه انتظاری داری، اينها همانهايی هستند احتمالاً که ميروند فيلمهای جنگ ستارگان ميبينند و برای کشته شدن آدم فضايیهای بدذات هورا ميکشند.
- ميگويد آخر ايرانيها رو هو ميکردند و به حماقتشان ميخنديدند،… اينقدر شور بود که آخر فيلم، یک ايرانی ديگر حاضر در سالن بلند شد و شروع کرد به بدگويی از فيلم و انتقاد به تشويقکنندگان
ميگويم خب، تو هم اگر ايرانی نبودی، حتماً با قهرمان و نقش اول فيلم همذاتپنداری ميکردی، نه با شکستخوردگان.
- ميگويد نه تو درک نميکنی، واقعاً ناراحتکننده بود، جای تاسف دارد برای اروپايیها که خودشان را با معلومات ميدانند و آمريکايیها را مسخره ميکنند.
ميگويم من کاملاً احساست را درک ميکنم، شايد اگر خودم هم به تماشای فيلم آمدهبودم همينقدر عصبانی و ناراحت بودم، اما چه ميشود کرد؟ فيلم است ديگر، مگر ايرانیها اعراب را و حملهشان را همين شکلی نشان نميدهند در فيلمها و کتابهايشان؟ اين رسم هر دشمنی و جنگی است.
* توجیهات یک ایرانی همکار «سیصد»
خانم اعظم علی، خواننده ايرانی گروه «نياز» - ساکن لس آنجلس - که در خواندن آوازهای موسيقی متن فيلم ۳۰۰ با آهنگساز اين فيلم «تايلر بيتز» همکاری داشته است، در روز پخش جهانی فيلم - جمعه نهم ماه مارس - در يک اطلاعيه، اين همکاری را چنين توجيه کرد: «بايد اعتراف کنم که در وحله اول با تماشای صحنه های فيلم و تصوير منفی که از ايرانيان در آن به تماشاگر داده می شود، مطمئن نبودم که بخواهم در اجرای موسيقی آن نقشی داشته باشم، اما در عين حال می دانستم که در طول ساليان، کمتر اتفاق افتاده است که فيلم های تاريخی ساخت هاليوود، اطلاعات دقيق و صحيحی در اختيار تماشاگر بگذارند.»
در اطلاعيه خانم علی آمده است: «درضمن می دانستم که نمايش چهره ناخوشايندی از مردمان فرهنگ های ديگر از جمله مردم خاورميانه، به ويژه در شرايط کنونی، می تواند عکس العمل های منفی بسياری در ميان تماشاگران ايرانی به وجود آورد. اما هرچه بيشتر به محتوی فيلم دقت کردم متوجه شدم که فيلم ۳۰۰ يک بازگويی واقعی از تاريخ نيست و هر فرد هوشمندی می تواند اين موضوع را به خوبی تشخيص دهد. »
اعظم علی، از خوانندگان ايرانی اين فيلم که از سويی برخی صاحب نظران يک فيلم «ضدايرانی» توصيف شده، به وفاداری به داستان فرانک ميلر اشاره کرده و افزوده است: «زک اسنايدر، کارگردان اين فيلم نيز با آگاهی به اين موضوع که فرانک ميلر نويسنده کتاب وقايع داستان را به طور غير مسئول و بدون توجه به نکات دقيق تاريخی نوشته، خواسته است در فيلم ۳۰۰ به مندرجات اين کتاب مصور وفادار بماند.»
خانم اعظم علی همکاری خود با فيلم ۳۰۰ را يک انتخاب «دقيق و با مطالعه» خوانده است و در پايان اطلاعيه خود از معترضين ايرانی فيلم خواسته است که «اين فيلم را يک اثر خيالی از يک واقعه تاريخی تلقی کنند و با ايجاد سرو صدا در اطراف آن باعث جلب توجهی بيش از آنچه شايسته اين فيلم است نشوند.»
اين خواننده، پيش از اين به عنوان هنرمندی «مستقل» شناخته می شد که از کليشه های عامه پسند دنيای سرگرمی فاصله گرفته و به دنبال خلق آثار هنری متفاوت است.
اما فيلم ۳۰۰، که اعظم علی، در موسيقی متن آن مشارکت کرده است، برای تصوير کردن داستان تخيلی فرانک ميلر، با هزينه بسيار و جلوه های ويژه گران قيمت ساخته شده و پيش بينی می شود که در سراسر جهان بتواند به فروش قابل توجهی دست يابد.
* بمب گوگلی
جمعی از ایرانیان نیز در اینترنت در تلاشند تا با ساختن یک «بمب گوگلی»، پیام «تحریف آمیز بودن داستان فیلم» را به گوش بسیاری برسانند.
برای این کار، وب سایتی نیز ساخته شده تا اطلاعات کافی درباره ابعاد «ضد ایرانی» این فیلم در آن قرار بگیرد. ایرانیان معترض می توانند با لینک دادن به این صفحه، امتیاز آن را در متور جسنجوی گوگل که محبوب ترین موتور جستجوی اینترنتی جهان است، بالا ببرند.
در صورت موفقیت این حرکت جمعی، زمانی که کاربران سراسر جهان، عنوان این فیلم را در گوگل، جستجو کنند، پیش از هر چیز با وب سایتی رو به رو می شوند که در آن، ابعاد مختلف اعتراض ایرانیان به چشم خواهد خورد.
* برای اعتراض به «سیصد» به آدرس زیر بروید:
http://www.petitiononline.com/wpci96c//
لينک لگوماهی و دستورالعمل ساخت بمب گوگلی
http://legofish.com/persiblog/004571.html
منبع:ترسناک
واقعا همچنین چیزی افتضاح است
حتما اعتراض بکنید