تبليغاتX
دارن شان و هری پاتر

دارن شان و هری پاتر

محل دانلود کتاب های هری پاتر و دارن شان و ....

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 9:13  توسط nnight  | 

خبر اول : در مورد کتاب پنجم

کتاب "دیو خون " از رده 16 کتب پر فروش سایت آمازون بریتانیا به رده 11 نمودار سراسری صعود کرد .

درن شان نویسنده این کتاب اعلام کرده است که کتاب پنجم به همراه قسمت دوم این کتاب که در جلد ششم منتشر می شود , دو کتاب مورد علاقه او در این مجموعه هستند .
وی همچنین در قسمت " راز شانویل " سایت خود اعلام کرده که : در جریان سفرهایی که در سال 2006 داشته در بعضی موارد خلاصه ای بسیار کوتاه از کتاب دیو خون را برای علاقمندان خوانده که همین باعث می شود افراد حدس هایی در مورد وقایع کتاب و مخصوصا عکسی که روی جلد کتاب است بزنند.

در مورد کتاب 6 هم برای ایجاد فضای اسرار آمیز تری در مورد این کتاب , تا اوایل اکتبر 2007 , نه نام کتاب را اعلام خواهد كرد و نه عكسي از كاور كتاب.

منبع:دارن شان ایرانی

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 13:11  توسط nnight  | 

سلام بچه ها

یه مدتی خبرایی درباره ی دستگیری رپر ها میاید

منم نتونستم تحمل کنم

با اینکه کلی امتحان دارم اومدم کلی گشتم تا اینو پیدا کردم

 

دستگیری چند گروه موسیقی زیرزمینی

شماری از اعضای گروه‌های موسیقی زیرزمینی ایران بازداشت شدند.

شهریار یکی از خواننده‌های رپ تهران که می‌خواهد از گروهش نامی برده نشود، در گفت‌و‌ گو با رادیو زمانه می‌گوید: "از روز ۳۰ فروردین سه استودیو که موسیقی زیرزمینی را در آن ضبط و تهیه می‌کردند، پلمپ شده و چندین نفر از خواننده‌های این گروه‌ها دستگیر شده‌اند".

به گفته وی شب گذشته نیز رضا پیشرو، یکی از خواننده‌های معروف رپ ایران، دستگیر شد.

در همین حال گزارش شده که نیروی انتظامی برای بازداشت سروش لشکری (هیچکس) در برابر منزل وی انتظار می‌کشد.


سروش لشکری

شهریار در مورد اتهام‌های وارد شده به گروه‌های زیرزمینی اظهار بی‌اطلاعی کرده و می‌افزاید: "از موضع آنها در بازپرسی و دستگیری بچه‌ها بی‌خبریم، فقط تعهدی از آنها گرفته شده تا از این پس به اسم موسیقی زیرزمینی و غیرمجازسی دی تولید نشود".

شهریار می‌گوید: "همزمان با طرح مبارزه با بدحجابی در ایران، بحث مبارزه با موسیقی رپ هم شکل گرفته و چندین سایت مربوط به این سبک موسیقی فیلتر شده‌اند".

به گفته وی، تا امروز تعدادی از بچه‌های گروه‌های رپ مثل "سینا متضاد" و"شاهین فلاکت" با قرار وثیقه آزاد شده‌اند.

گفت‌و گو با خواننده رپ مقیم ایران را در این‌باره از اینجا بشنوید.

منبع:رادیو زمانه

بای

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 13:56  توسط nnight  | 

سلام بچه ها ........

اصلا وقت ندارم

اینم نتایج نظر سنجی

 

کدام کتاب از همه بهتر است }
 
کدام کتاب از همه بهتر است؟
هری پاتر ( 27رای، 17%)
دارن شان ( 17رای، 10%)
لرد لاس ( 6رای، 3%)
دزد شیطانی ( 49رای، 31%)
فاجعه ی اسلاوتر ( 52رای، 33%)
تالار وحشت ( 5رای، 3%)

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 12:19  توسط nnight  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 21:34  توسط nnight  | 

هک

سلام دوستان عزیز راستش خودم بدجوری دنبال این بودم 

گفتم که شایدم که یکی مثل من باشه -> پس گفتم که بزارمش بچه ها استفاده کنن  -> امیدوارم خوشتون بیاد

برای هک کردن موبایل کسی باید گوشی اون رو یک بار به دستتون بگیرید و شماره تلفن خودتون رو به صورت زیر بگیرید.مثلا اگر شماره شما :: ۰۹۱۷۷۸۲۵۰۱۰ بود شما باید به صورت :

*۰۹۱۷۷۸۲۵۰۱۰ بگیرید یعنی جولوش یک ستاره بگذارید.و وقتی شما ره گرفته شد  کافیه گوشیتونو بردارید تا ارتباط برقرار شود.خب حالا در واقع میتونیم بگیم که گوشی قربانی هک شد.و مرحله حساس این است که بدونیم چه جوری میشه بقیه کارو انجام داد.حالا ما در این حالت میتونیم ۳ تا کار رو آنجام بدبیم.در قسمت زیر به اون سه کار اشاره شده، د میزنم واین آموزش سه کاری است که در ادامه ترفند بالا بر روی گوشی قربانی قابل اجرا است:

 



 

۱:عدد ۲۳ رو شماره گیری کنید و بعد از شنیدن بوق آزاد شماره بگیرید و پول رو به حساب ..........۲:فقط کافیست بعد هک کردن گوشی دکمه * ( ستاره ) رو فشار بدید و خط قربانی رو کنترل کنید.۳:عدد ۶۷۶۷۵۴۳۲ رو شماره گیری کنید وok یا همان دکمه اتصال را فشار دهید بعد با پیغامی رو به رو میشوید که میگه ارتباط قطع شد یعنی گوشی سوخت.

کلیه این روشها امتحان شده هستند پس سعی کنید حتالمقدور در مورد گوشی ههای ارزان قیمت امتحان کنین که ضرر مالی زیادی گریبان گیر شما نشود!

تلفن زدن با موبایل اماااااااا به حساب دیگری:
 
شما ميتونيد با مبايلتون هر چندتا خواستيد تلفن بزنيد و هزينه ها را به حساب يه نفر ديگه بزاريد خیلی با حال نه؟ براي اينكار بايد يه كارهايي انجام بدين به اين صورت : اول مبايل اون شخصي را كه مي خواهيد هزينه ها را بپردازد بر داريد و شماره اي را كه ميخواهيد هزينه اش برداشته بشه را بگيريد البته قبلش يك + يا 90+ اضافه كنيد مثلاْ به اين صورت :09133107777+ كه در نتيجه ديگه هزينه به صورت حساب اين شماره اضافه نميشه و همش ميره به حساب كسي كه شما اين شماره را با مبايلش گرفتيد البته اين كار با دزدي فرقي نداره اما صد در صد جواب ميده و خود مخابرات هم اعلام كرده که همچنان راهي براي اين مشكل پيدا نكردن ! پس از امرو موبایلتون رو دست همه کس ندین !
این روش  هم مانند روش بالا کاملا امتحان شده!
در این روش  هر وقت فیش مو بایلتون از حد معمول بیشتر شد برید و پرینت اونو از مخابرات بخواین و وقتی پرینت رو گرفتین ببینین قسمت (بدهکار) و (بستانکار) موبایلتون با هم برابره یا نه اگه با هم برابر نبود مصبب اونو  حلال کنینا که اون دنیا دیگه نمک گیرتون نشه!
منبع:اموزش هک ۲
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 13:50  توسط nnight  | 

بچه ها این فصل هایی رو که میذارم با کمک دارن شان ایرانی و مهدی جان تهیه شده است

         فصل دوم بک

فصل سوم بک!

              فصل چهارم                              فصل پنجم!

               فصل ششم                         فصل هفتم

منبع:دارن شان وسرزمین اشباح

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:32  توسط nnight  | 

سلام بچه ها

من گفته بودم امتحان دارم

درست است ولی حدود دو روز وقت ازاد دارم و میخواهم حد اکثر استفاده رو ببرم

بچه ها اینم فصل اول بک

                 فصل اول بک!

منبع :دارن شان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:28  توسط nnight  | 

امتحان

سلام

بچه ها الان امتحانامون شروع شده

من یک مدت نیستم

تابستون میبینمتون

راستی از نظراتتون متشکرم

دفعه ی بعد به نظر ها جواب میدم

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 14:31  توسط nnight  | 

سلام
امیدوارم حال همتون خوب باشه
سال نو را خدمت همه ی مردم ایران تبریک میگم
این مطلب درباره ی ایران است که به تازگی پیدا کردم...یعنی از کتابخانهی مجازی ستاره قرمز گرفتم

ایران شناسی

خیلی از ما درباره ی کشور خود و تمدن ۳۰۰۰ ساله ی آن ناآگاهیم و ناخود آگاه به فرهنگ غرب یا اعراب رو آورده ایم. این بخش کتابخانه شامل مقالات و کتاب های مفیدی راجع به ایران باستان می شود که در طی آن با آداب و رسوم ملی ایران و ادیان الهی ایرانی آشنا می شوید و سطح علمی خود را بالا می برید.

۳. آموزش گام به گام خط نوشتاری اوستایی 

۲. معرفی زرتشت 

۱. استوانه فرمان کوروش کبیر 

منبع:کتاب خانه ی مجازی ستاره قرمز

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 10:36  توسط nnight  | 

بچه ها این مطالبی که نوشتم

 

ربطی به موضوع وبلاگ نداره

 

من فقط میخواستم بگویم که این

 

امریکایی ها چقدر نامردند

 

و به قولا هر ادم هوشمندی میفهمد

 

که این ها چرت و پرت است

 

یکبار دیگر ادرس سایتی رو که میشود اعتراض کرد میدم

 

http://www.petitiononline.com/wpci96c

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:45  توسط nnight  | 

عکس

اینم یه نما از فیلم 300

 

 

نامردا نگاه کن خشایار شاهو چه جوری درست کردن

 منبع:ترسناک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:39  توسط nnight  | 

مشخصات سیصد

نام:


سیصد (300)

کارگردان:


زک اسنایدر (Zack Snyder)

تهیه کننده:


جیانی نوناری (Giani Nunnari)

فیلم نامه نویس:


زک اسنایدر (Zack Snyder)

کرت یانستاد (Kurt Johnstad)

بازیگران:


ژرارد باتلر (Gerard Butler) در نقش پادشاه لئونادیس

لنا هیدی (Lena Heady) در نقش ملکه گورگو

روریگو سانتورو (Rodrigo Santoro) در نقش خشایار شاه

دیوید ونهام (David Wenham) در نقش دیلیدوس : راوی

دومینیک وست (Dominic West) در نقش ترون

موسیقی:


تایلر بیتس (Tyler Bates)

فیلم بردار:


لری فونگ (Larry Fong)

ادیتور:


ویلیام هوی (William Hoy)

شرکت پخش کننده:


برادران وارنر (Warner Bros)

تاریخ انتشار:


9 مارس 2007 در آمریکا

زمان فیلم:


117 دقیقه

بودجه فیلم:


60 میلیون دلار


منبع:انتخاب


لینک اعتراض به این فیلم:

http://www.petitiononline.com/wpci96c/petition.html

ايميل کمپاني وارنر :

legal@wb.com

privacy@wb.com


شماره تماس و آدرس اين کمپاني :

Warner Warner Bros . Online Inc


4000 Warner Blvd


Bldg. 505


Burbank, CA 91505


Tel: 001 818 977 0018


Fax: 001 818 977 5523


سايت رسمي اين فيلم :

http://300themovie. warnerbros. com

منبع:ترسناک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:38  توسط nnight  | 

داستان مضحک پیروزی 300 سرباز پاک اسکندر بر 120 هزار ایرانی وحشی!

سلام بچه ها آپ امروزم ربطی به وبلاگ نداره .

واقعا که خیلی زشته ما نباید بذاریم که این آمریکا زر مفت بزنه این فیلم غیر واقعی ترین فیلم هالیووده من روی فرهنگو تاریخ باستانی و اصیل وطنم خیلی تعصب دار«

شرکت فیلم سازی «وارنِر بِرادِرز» در تاره ترین اقدام خود علیه ایرانیان، فیلمی با عنوان «سیصد» ساخته است که ماجرای آن در مورد حملهء اسکندر مقدونی به ایران است. نکته خاص و عجیب ماجرای ساختگی فیلم، پیروزی 300 سرباز اسکندر بر سپاه صدهزار نفری ایران است!

خبرنگار سرویس سینمایی خبرگزاری «انتخاب» گزارش داد: شرکت فیلم سازی "وارنِر بِرادِرز" در تاره ترین اقدام خود علیه ایرانیان، فیلمی با عنوان "300" ساخته است که ماجرای آن در مورد حملهء اسکندر مقدونی به ایران است. نکته خاص و عجیب ماجرای ساختگی فیلم، پیروزی 300 سرباز اسکندر بر سپاهی 120 هزار نفری ایران است!

بنابراین گزارش، اين فيلم که دو روز پیش اکران شده است، روايت جعلي جنگ خشايار شاه با شاه يونان، لئو نيداس، است.ایرانیان ، مردمانی هیولا صفت ، فاقد فرهنگ و شعور و انسانیت قلمداد می شوند که جز حمله به سرزمین های دیگر، تهدید صلح و کشتن انسان ها ، چیز دیگری نمی دانند و البته در مقابل این قوم " شرور" چاره ای جز جنگ و نابودی آنها نیست تا بلکه جهانیان از دست این " محور شرارت" رهایی یابند .

در این فیلم، ارتش امپراطوری ایران به فرماندهی خشایار شا، چونان ارتشی از شاطین تصویر شده و حتی چهره برخی شخصیت های ایرانی فیلم، شباهتی به چهره یک انسان ندارد و بیشتر شبیه شخصیت های خونخوار فیلم های علمی - تخیلی است.
همچنين شخص خشايارشا را چنان نشان داده شده است كه انگار وي تمابلات همجنس گرايانه دارد.

یکی از منتقدان این فیلم رو اینچنین توصیف کرده است: "یکی از نئشه کننده ترین فیلم های تاریخ! یک فیلم خسته کننده ، یک فیلم ساخته شده مثل غذای آماده از روی فیلم عالی ، با فیلم نامه بهتر ، بازیگری بهتر ، نبرد های جلوه کننده تر. 300 نفر برای آزادی خودشان جنگیدند ولی در آخر 300 نفر (یکیش خودم) دو ساعتشون وقت زندگیشون رو می خوان پس بگیرند.

به گفته ی او، فیلم قطعا تحریک کننده برای پارس ها خواهد بود. چرا که به نمایش تخیلی از ارتش پارس ها پرداخته شده است. چیزی که تا به این لحظه این نوشته ای در هیچ مجله ای از آن چاپ نشده است.

تهيه كنندگان اين فيلم براي آن نام 300 را برگزيده‌آند. درهمين ارتباط طي چند روز گذشته ايرانيان خارج از كشور به خصوص دانشجويان ايراني مقيم مالزي با ارسال تعداد متعددي نامه به گروههاي دانشجويي داخلي و خارجي و ارگان‌هاي مختلف بين المللي نسبت به توليد و نمايش فيلم 300 آخرين محصول كمپاني برادران وارنر اعتراض نمودند.

قرار است از هفته آينده اين فيلم كه از سوي منتقدين؛ سراسر كذب ارزيابي شده است در سينماهاي مالزي نيز به نمايش درآيد كه مي‌تواند موجبات ايجاد نگاه‌هاي بدبينانه و شكل گيري نوعي نگاه وحشي منشانه نسبت به ايرانيان را فراهم آورد.

كارگردان هاليوودي در اين فيلم مثل اكثر روايت هاي غربي از تاريخ، ايرانيان را افرادي وحشي، نادان، خونريزو غيرمتمدن و در مقابل «يونانيان» را افرادي بسيار غيور، شريف و دلاور معرفي كرده است.

در پوستر اين فيلم نيز نامي كه به عنوان 300 براي فيلم برگزيده شده است مشابه كلمه انگليسي باغ وحش به تحرير در آمده است.

كارشناسان سينمايي ساخت اين فيلم و نمايش آن در چنين زمان حساسي را مرتبت با اهداف سياسي آمريكائيان قلمداد مي كنند و بر اين باورند كه هدف از نمايش اين فيلم درنهايت به تحريك افكار عمومي بر ضد ايران و فرهنگ و تمدن ايراني منتهي خواهد شد.

كمپاني هاليوودي «برادران وارنر» فيلم جديد خود با نام 300 را بر اساس كتابي از «فرانك ميلر» ساخته است و پس از « بي باك » و « شهرگناه » سومين اثر سينمايي است كه از روي كتاب‌هاي كميك استريپ فرانك ميلر ساخته شده است با اين تفاوت كه اين فيلم در مورد جنگ ميان شاه يوناني (لئونيداس) درمقابل خشايارشاه ايراني با ارتش يكصد وبيست هزار نفري مي باشد.

«زاك اسنايدر»، كارگردان هاليوودي در فيلم جنگي، تاريخي «300» تلاش كرده تا روايت تاريخي مبارزه خشايارشا اول، پادشاه ايران با «لئونيداس»، شاه اسپارت را به تصوير بكشد.

داستان اين فيلم كه به شكل اغراق اميزي سعي شده تا با استفاده از جلوه هاي ويژه و به تقليد از تكنيك فيلم هاي مشهور اخير ساخته شود، عبارت است از جنگ ايران و يونان در ميدان جنگ ترموپيل (گردنه معروفي در يونان ، بين كوه اويته - Oyete - و خليج ماليك) جايي كه پادشاه اسپارتي يعني لئونيداس ارتش 300 نفري خود را عليه ارتش عظيم ايرانيان تجهيز كرد تا مقابل سپاه خشايارشاه ايستادگي كنند... اما گوژپشتي دروازه‌هاي شهر را به روي لشگر ايران باز مي‌كند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، اين 300 اسپارتي توانستند جلو لشگر عظيم خشايارشاه به مدت 3 روز مقاومت كنند.

اما داستان واقعي بدين صورت است كه يونايان در زمان داريوش بزرگ به ايران حمله آورده و سارديس را به آتش كشيده بودن، در نتيجه داريوش بزرگ براي حفاظت از كشور پهناور ايران راه حل را در فتح يونان مي پندارد.

پس از وي در زمان فرزندش خشايار شاه اين اقدام عملي مي شود، و ايرانيان نيز به يونانيان حمله ور مي شوند.
گفتني است در شرايط روزگار ديرين هر جنگاور يوناني 7برده در اختيار داشت،بنابراين مي توان به صراحت گفت كه آنها 300نفر نبوده اند.

در ساخت اين فيلم فاصله داستان تا واقعيت به حدي زياد است كه حتي خشايارشا به صورت يك پادشاه آفريقايي به تصوير كشيده شده است.

عليرغم همه تلاش دانشجويان و ايرانيان خارج از كشور تا كنون از سوي مقامات ايراني خبري در خصوص تلاشهاي انجام شده درجهت قانع نمودن دولتها در عدم نمايش اين فيلم منتشر نشده است.


* اعتراض ایرانیان
جمعی از ايرانيان نيز با گردآوری امضا و انتشار يک نامه سرگشاده، به پخش اين فيلم توسط استوديوی برادران وارنر در هاليوود، اعتراض کرده اند.

گوشه هايی از نبرد سه روزه ترموبيل بين لشکرايران و ۳۰۰ تن از سربازان يونان باستان، موضوع داستان مصور کتابی از فرانک ميلر است که به تازگی فيلمی از روی آن ساخته شده و از روز جمعه در سينماهای آمريکا وجهان به نمايش درآمده است.

بسياری از ايرانيان مقيم خارج از کشور، پيش از نمايش عمومی فيلم، با تماشای صحنه هايی از تبليغات اين فيلم در سينماها با توجه به اشتباهات تاريخی که درآن به وقوع پيوسته و به خصوص تصوير ناهنجاری که از خشايار شا پادشاه ايران به تماشاگر داده شده، بلافاصله با گردآوری امضا به استوديوی پخش اين فيلم «وارنر برادرز» اعتراض کردند.

ميترا فرخزاد نقاش و عکاس ساکن آريزونا، يکی از اولين کسانی است که اقدام به جمع آوری امضا و اعتراض به استوديوی پخش فيلم ۳۰۰ کرده است و در کمتر از دو روز، بيش از ۱۰ هزار امضاکننده معترض ديگر به او پيوسته اند.

خانم فرخزاد می گويد: «در باره اين موضوع نبايست سکوت اختيار کرد چرا که نمايش خشايار شا پادشاه ايران به شکل يک هيولا، غرور ملی ايرانيان را جريحه دار کرده است.»

نویسنده وبلاگ «هر روز عکس»، می نویسد: راجع به فيلم «۳۰۰» چيزی شنيده‌ايد؟ فيلمی است بر اساس کتابی از «فرانک ميلر» در مورد جنگ ميان شاه يونانی (لئونيداس) با ۳۰۰ نفر مرد جنگی، و خشايارشاه ايرانی با ارتش ۱۲۰۰۰۰ نفری!

و رشادتها و دليري های آن «۳۰۰» نفر که تا پای جان، و مهمتر از آن برای پيشبرد دموکراسی، با آن ۱۲۰۰۰۰ نفر وحشی غير متمدن «بی‌دمکراسی» و احمق ميجنگند و آخر، با شکستی پرافتخار، ميميرند.

اين فيلم مهيج هنوز اکران عمومی نشده، ولی ديروز ما در برلين اين افتخار رو داشتيم که زودتر از اکران، آنرا در جشنواره‌ی فيلم برلين تماشا کنيم.

البته اين افتخار نصيب من نشد، ولی همکارانم، به همراه دوست ايرانيم، فرنوش، به ديدار اين فيلم شتافتند. و امروز حال و قيافه‌ی فرنوش ديدنی بود:

- فرنوش در حاليکه صدايش از عصبانيت ميلرزد و اشک در چشمانش جمع شده تعريف ميکند: افتضاح به معنای واقعی، ايرانيها را مثل حيوان نشان داده بود: بدوی، با پوششی مثل تروريستهای امروزی، جلادگونه با چشمهايی پر از خون، سياه پوست،

ميگويم خب، ۲۰۰۰ سال پيش بوده، قيافه‌ها بايد هم بدوی باشند، جنگ هم بوده، نميشه که همه صلح‌طلب و مهربان به‌نظر برسند، ضمن اينکه امپراتوری ايران، گستره‌ای از قومها بوده، سياه پوست يا پوستی با رنگ تيره هم نبايد کم بوده باشد.

- ميگويد آخر يونانيها همه خوش‌تيپ، هيکلهای ورزشکاری، با درايت، شجاع، زيرک که با يک حرکت شمشير، ۱۰۰۰۰ نفر ايرانی را قلع و قمع ميکنند

ميگويم، خب چه انتظاری داری عزيز من، تو هم اگر بخواهی دشمنت را به تصوير بکشی همه را زشت و احمق و عقب‌افتاده نشان ميدهی، خودت را شيک و خوشگل و باهوش. مگر در فيلمهای جنگ، عراقی‌ها را نديده‌ای؟

- ميگويد قبول دارم، هميشه اغراق ميشود، اما نه اينکه همه‌ی واقعيتها را تحريف کنند؛ آخر همه‌ی ايرانيها را اين شکلی نشان ميداد، زنهايشان را هرجايی، پادشاهشان را، خشايار شاه، را با صورتی پر از گوشوره و آرايش غليظ، همجنس‌باز

ميگويم خب مگر نه اينکه پدر تاريخشان، هردوت گفته ايرانيها، زنهايشان را به ميهمانشان تعارف ميکردند؟ مگر کم بوده در تاريخمان، شاهد و ساغر و.... . خب، برداشتشان از ايران همين ميشود ديگر، اما بيننده‌ی فيلم بايد عاقل باشد، مگر ميشود دو همسايه، در يک زمان مشابه، يکی اينقدر متمدن، باهوش، با درايت، ديگری آنقدر عقب افتاده و احمق؟ مشکل اينجاست که تاريخ را هميشه پيروزها مينويسند، هيچ فيلم يا کتاب و يا سند قابل عرضه‌ای از ايرانيها ديده‌ای که بخواهد اطلاعات بيغرضی از زاويه ديدی دیگر ارائه دهد؟ ضمناً اين هم يک فيلم (فيلم-انيميشن) است، نه سند تاريخی، که خودت را اينقدر ناراحت ميکنی.

- ميگويد آخر مردم برای يونانيها دست ميزدند. آنها را وقهتی ايرانيها رو مثل مورچه ميکشتند و دست و پایشان را با شمشير ميپراندند، تشويق ميکردند

ميگويم خب فيلم اکشن بوده، چه انتظاری داری، اينها همانهايی هستند احتمالاً که ميروند فيلمهای جنگ ستارگان ميبينند و برای کشته شدن آدم فضايی‌های بدذات هورا ميکشند.

- ميگويد آخر ايرانيها رو هو ميکردند و به حماقتشان ميخنديدند، اينقدر شور بود که آخر فيلم، یک ايرانی ديگر حاضر در سالن بلند شد و شروع کرد به بدگويی از فيلم و انتقاد به تشويق‌کنندگان

ميگويم خب، تو هم اگر ايرانی نبودی، حتماً با قهرمان و نقش اول فيلم همذات‌پنداری ميکردی، نه با شکست‌خوردگان.
- ميگويد نه تو درک نميکنی، واقعاً ناراحت‌کننده بود، جای تاسف دارد برای اروپايی‌ها که خودشان را با معلومات ميدانند و آمريکايی‌ها را مسخره ميکنند.

ميگويم من کاملاً احساست را درک ميکنم، شايد اگر خودم هم به تماشای فيلم آمده‌بودم همينقدر عصبانی و ناراحت بودم، اما چه ميشود کرد؟ فيلم است ديگر، مگر ايرانی‌ها اعراب را و حمله‌شان را همين شکلی نشان نميدهند در فيلمها و کتاب‌هايشان؟ اين رسم هر دشمنی و جنگی است.


* توجیهات یک ایرانی همکار «سیصد»

خانم اعظم علی، خواننده ايرانی گروه «نياز» - ساکن لس آنجلس - که در خواندن آوازهای موسيقی متن فيلم ۳۰۰ با آهنگساز اين فيلم «تايلر بيتز» همکاری داشته است، در روز پخش جهانی فيلم - جمعه نهم ماه مارس - در يک اطلاعيه، اين همکاری را چنين توجيه کرد: «بايد اعتراف کنم که در وحله اول با تماشای صحنه های فيلم و تصوير منفی که از ايرانيان در آن به تماشاگر داده می شود، مطمئن نبودم که بخواهم در اجرای موسيقی آن نقشی داشته باشم، اما در عين حال می دانستم که در طول ساليان، کمتر اتفاق افتاده است که فيلم های تاريخی ساخت هاليوود، اطلاعات دقيق و صحيحی در اختيار تماشاگر بگذارند.»

در اطلاعيه خانم علی آمده است: «درضمن می دانستم که نمايش چهره ناخوشايندی از مردمان فرهنگ های ديگر از جمله مردم خاورميانه، به ويژه در شرايط کنونی، می تواند عکس العمل های منفی بسياری در ميان تماشاگران ايرانی به وجود آورد. اما هرچه بيشتر به محتوی فيلم دقت کردم متوجه شدم که فيلم ۳۰۰ يک بازگويی واقعی از تاريخ نيست و هر فرد هوشمندی می تواند اين موضوع را به خوبی تشخيص دهد. »

اعظم علی، از خوانندگان ايرانی اين فيلم که از سويی برخی صاحب نظران يک فيلم «ضدايرانی» توصيف شده، به وفاداری به داستان فرانک ميلر اشاره کرده و افزوده است: «زک اسنايدر، کارگردان اين فيلم نيز با آگاهی به اين موضوع که فرانک ميلر نويسنده کتاب وقايع داستان را به طور غير مسئول و بدون توجه به نکات دقيق تاريخی نوشته، خواسته است در فيلم ۳۰۰ به مندرجات اين کتاب مصور وفادار بماند.»

خانم اعظم علی همکاری خود با فيلم ۳۰۰ را يک انتخاب «دقيق و با مطالعه» خوانده است و در پايان اطلاعيه خود از معترضين ايرانی فيلم خواسته است که «اين فيلم را يک اثر خيالی از يک واقعه تاريخی تلقی کنند و با ايجاد سرو صدا در اطراف آن باعث جلب توجهی بيش از آنچه شايسته اين فيلم است نشوند.»

اين خواننده، پيش از اين به عنوان هنرمندی «مستقل» شناخته می شد که از کليشه های عامه پسند دنيای سرگرمی فاصله گرفته و به دنبال خلق آثار هنری متفاوت است.

اما فيلم ۳۰۰، که اعظم علی، در موسيقی متن آن مشارکت کرده است، برای تصوير کردن داستان تخيلی فرانک ميلر، با هزينه بسيار و جلوه های ويژه گران قيمت ساخته شده و پيش بينی می شود که در سراسر جهان بتواند به فروش قابل توجهی دست يابد.

* بمب گوگلی

جمعی از ایرانیان نیز در اینترنت در تلاشند تا با ساختن یک «بمب گوگلی»، پیام «تحریف آمیز بودن داستان فیلم» را به گوش بسیاری برسانند.

برای این کار، وب سایتی نیز ساخته شده تا اطلاعات کافی درباره ابعاد «ضد ایرانی» این فیلم در آن قرار بگیرد. ایرانیان معترض می توانند با لینک دادن به این صفحه، امتیاز آن را در متور جسنجوی گوگل که محبوب ترین موتور جستجوی اینترنتی جهان است، بالا ببرند.

در صورت موفقیت این حرکت جمعی، زمانی که کاربران سراسر جهان، عنوان این فیلم را در گوگل، جستجو کنند، پیش از هر چیز با وب سایتی رو به رو می شوند که در آن، ابعاد مختلف اعتراض ایرانیان به چشم خواهد خورد.

* برای اعتراض به «سیصد» به آدرس زیر بروید:
http://www.petitiononline.com/wpci96c//

لينک لگوماهی و دستورالعمل ساخت بمب گوگلی
http://legofish.com/persiblog/004571.html

 منبع:ترسناک

واقعا همچنین چیزی افتضاح است

حتما اعتراض بکنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:37  توسط nnight  | 

Darren signing The Vampire Prince and Hunters of the Dusk

Darren growling for a picture?

منبع :خلاصه ی کوچک

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 16:4  توسط nnight  | 

سلام

این تاریخ منتشر شدن کتاب های بعدی دارن است

Blood Beast - June 2007
Book 6 - October 2007
Book 7 - June 2008
Book 8 -   October2008
Book 9 - June  2009
Book 10 - October 2009

منبع:خلاصه ی کوچک

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 15:34  توسط nnight  | 

نظر

بچه ها نامرد نباشید

نظر بدیدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 15:23  توسط nnight  | 


بعد از خبر رکورد زنی قدیسهای مرده وار در آماده سازی بیش از 12 میلیون نسخه در چاپ اول برای عرضه در سرتاسر ایالات متحده، اینک انتشارات امریکایی کتابهای هری پاتر، اسکولاستیک از برنامه های انتشار کتاب پایانی خبر داد. اسکولاستیک امروز در اقدامی، قسمتی از وبسایت امریکایی و رسمی هری پاتر را به اعلام برنامه های کتاب پایانی اختصاص داد. عبارت زیبای "THERE WILL SOON BE 7" در قسمتی از این وبسایت که امروز اضافه شده است اعلام میکند که شمارش معکوس آغاز خواهد شد و انتظار برای کتاب پایانی محبوبترین سری رمان در سرتاسر جهان به زودی به سر خواهد رسید. اسکولاستیک از طرح عظیم این انتشارات برای تبلیغات در شهرهای ایالات متحده خبر داد و اعلام کرد که برای اولین بار طرحی عظیم برای تبلیغ کتاب پایانی هری پاتر در سرتاسر کشور آغاز خواهد شد...

منبع:جادوگران

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 12:44  توسط nnight  | 

بعد از رکوردشکنی پیش فروش کتاب هفتم در سایت آمازون در چندین کشور اروپایی و آمریکایی، حالا نوبت به رکوردی جدید رسید. اینبار قدیسهای مرده وار درحالی رکوردی دیگر را میزند که تا انتشار این کتاب کمتر از 130 روز دیگر باقیست.
اسکولاستیک، انتشارات آمریکایی کتابهای هری پاتر با اعلام خبر فوق اعلام کرد که برای اولین بار در چاپ اول بیش از 12 میلیون نسخه از قدیسهای مرده وار برای عرضه در سرتاسر آمریکا آماده میشود.
رویترز نیز در گزارش جنجالی خود اضافه کرده است که رکورد پیشین در انتشارات اسکولاستیک متعلق به هری پاتر و شاهزاده دورگه بود که با 10.8 میلیون نسخه در چاپ اول به طرفداران عرضه شد...

منبع:جادوگران

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 12:39  توسط nnight  | 

سرويس پستي فرانسه طي مراسمي ويژه هري پاتر و دوستانش را رسما به عنوان تمبر پستي معرفي نمود.
تمبر هري پاتر براي پست هاي عادي، رون ويزلي براي پست هاي طولاني مدت و هرميون گرنجر براي پست هاي بين المللي و جهاني انتخاب شدند.
لازم به ذكر است فرانسه اولين كشوري نيست كه از مجموعه تصاوير هري پاتر براي تمبرهاي سرويس هاي پستي خود استفاده مي كند. قبل از فرانسه هم استراليا و تايوان هم از تصاوير قهرمان داستان هاي جي.كي رولينگ براي تمبرهاي پستي خود استفاده مي كردند.
كتاب هفتم هري پاتر با عنوان" هري پاتر و قديس هاي مرگبار" سال هفتم و نهايي حضور هري پاتر در مدرسه علوم و فنون جادوگري هاگوارتز نشان مي دهد كه اين كتاب در تاريخ 21 جولاي منتشر خواهد شد.
همچنين فيلم پنجم هري پاتر با نام "هري پاتر و محفل ققنوس" در 13 جولاي اكران مي گردد.
منبع : recordonlineسرويس پستي فرانسه طي مراسمي ويژه هري پاتر و دوستانش را رسما به عنوان تمبر پستي معرفي نمود.
تمبر هري پاتر براي پست هاي عادي، رون ويزلي براي پست هاي طولاني مدت و هرميون گرنجر براي پست هاي بين المللي و جهاني انتخاب شدند.
لازم به ذكر است فرانسه اولين كشوري نيست كه از مجموعه تصاوير هري پاتر براي تمبرهاي سرويس هاي پستي خود استفاده مي كند. قبل از فرانسه هم استراليا و تايوان هم از تصاوير قهرمان داستان هاي جي.كي رولينگ براي تمبرهاي پستي خود استفاده مي كردند.
كتاب هفتم هري پاتر با عنوان" هري پاتر و قديس هاي مرگبار" سال هفتم و نهايي حضور هري پاتر در مدرسه علوم و فنون جادوگري هاگوارتز نشان مي دهد كه اين كتاب در تاريخ 21 جولاي منتشر خواهد شد.
همچنين فيلم پنجم هري پاتر با نام "هري پاتر و محفل ققنوس" در 13 جولاي اكران مي گردد.
منبع : recordonline
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 12:38  توسط nnight  | 

سلام بچه ها

جناب بی تی(رامتین) این مطلب را که از سایت دارن شان گرفته برای من فرستاد دستش درد نکنه

فرهاد فرجاد -همه چيز از مهاجرت يك جوان چشم سبز خرمشهري به شيراز، در دوران آغاز جنگ تحميلي شروع شد. جوانك البته به سان ديگر جنگ زده ها، فرصت نداشت تا دار و ندارش را ورانداز كند و گلچين ها را ببرد. فقط توانست جانش را نجات دهد. در ميان متعلقات به جاي مانده، داستان هاي دست نوشته او بيش از هرچيز جگرش را سوزاند.
چون بعدها كه سري به خانه ويرانش زد، هرچه گشت آنها را نيافت. داستان هايش، به ذائقه ديگري خوش آمده بود.
حسين مالكي قضيه را فراموش كرد. نشست و از آغاز نوشت. نتيجه، داستاني كوتاه بود كه با نام «وسوسه» در سال ۱۳۶۸ در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيد. تخيلات و تعمقات او در سوژه جادوگري اكسپرسيونيسم شرقي،در ادامه كتابي با عنوان «تنهايم مگذار» را آفريد و دست كم اندكي از تالمات روحي مالكي -ناشي از سرقت نوشته هاي قديمي اش- كاست. اما ماجرا تازه آغاز شده بود. وقتي براي نخستين بار داستان و فيلم هري پاتر به ايران رسوخ كرد همه چيز به ذهن مالكي رسيد جز اينكه سوژه هري پاتر، اصل نيست. ولي وقتي به نهادها و گزاره ها، مولفه ها، سوژه، پلات و حتي نام هاي گنجانده شده در داستان هري پاتر تعمق كرد، شباهت هايي شوك آور را كشف كرد. موضوع را از اول بازخواني كرد. به خرمشهر بازگشت، آنقدر جست وجو كرد تا نخستين سرنخ را يافت. حالا او مي دانست دست نوشته هايش از چه طريقي به دست كدام واسطه افتاده و او چگونه داستان را از داخل كشور تارانده. شكايت به اداره ارشاد برد، حالا پرونده هايش دارند خاك مي خورند. هيچ كس چنين ادعايي را باور ندارد. آنچه شرحش رفت، واگويه اي بود از ادعاي عجيب و غريب حسين مالكي، داستان  نويس و روزنامه نگار مقيم شيراز.
چند روز پيش روزنامه خبر جنوب چاپ شيراز نوشت: يك داستان نويس در شيراز، ايده اصلي ششمين كتاب رولينگ را حدس زد.
اين روزنامه در شماره روز دوشنبه خود -نوزدهم مردادماه جاري - افزود: حسين مالكي گفته است خانم رولينگ براي كتاب ششم خود يعني شاهزاده دورگه، بخش ديگري از ايده هاي فراوان كتاب من- تنهايم مگذار - و ديگر نوشته هايم را مورد عنايت قرار داده است. بر اين اساس، مبناي كتاب بعدي رولينگ به يقين دختري نقابدار است كه خود را به هيبت پسران درآورده و در طول كتاب با هري پاتر رو در رو مي شود.
پيش از اين نيز در بيستم تيرماه مقاله اي در روزنامه سراسري فجر به چاپ رسيد كه از شباهت هاي انكارناشدني ماجراهاي هري پاتر با داستان  هاي مالكي پرده بر مي داشت.
بد نيست بدانيد رولينگ در كتاب «هري پاتر و اتاق راز» خود ازنويسنده اي به نام «گيلد روي لاكهارت» نام مي برد كه با دزديدن ايده هاي نويسنده اي ديگر از مشرق زمين، هفت كتاب جادويي نوشته است.

 

منبع:دارن شان
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 20:20  توسط nnight  | 

بهترین رپرها
منبع:اریان رپسروش هیچکسیاسرضا پیشروگروه اف بی جیگروه زدبازیحسین ابلیسحسین تهیامیر تتلوشاهین فلاکت
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 20:14  توسط nnight  | 

ترا به خدا نظر بدید 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 10:13  توسط nnight  | 

خلاصه سرمقاله:



ارباب ترس‌ها با يك ماجراى دهشتناك ديگر در عنوان پنجم ديموناتا (سرزمين شياطين)، بازمى‌گردد...
"درون اتاق مطالعه درويش خود را محبوس كرده‌ام. نفس‌هايم سريع و ناموزون شده‌اند. وحشيانه مى‌لرزم. همچنان احساس مريضى و گيجى مى كنم، اما شايد به خاطر ترس باشد. خود را مجبور مى‌كنم معمولى نفس بكشم، هموار. وقتى موفق به كنترل خود مى‌شوم خود را در آينه نگاه مى‌كنم، به دنبال نشانه‌ها. آيا من به يك گرگ‌نما تبديل شده‌ام؟ نمى دانم!"
گرابز گريدى تا آن لحظه از نفرين خانوادگى جان سالم به در برده بود، اما وقتى‌ علائم بيمارى را در اولين كامل شدگى ماه احساس مى‌كند، فكر مى‌كند كه آرواره‌هاى سرنوشت باز شده اند تا او را يك‌جا ببلعند. او مرگ را بازى داده بود، شياطين را شكست داده بود، زندگى‌اش را مى كرد. اما... گرابز بين دنياى جادو و ژن‌هاى گرگ‌نمايى‌اش غوطه‌ور است. آيا او مى تواند با جانور درونش مبارزه كند؟ يا اينكه قربانى خون آلوده‌اش خواهد شد؟

منبع
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 20:37  توسط nnight  | 

منبع: ويكى پديا

جانور خون نام كتاب پنجم سرى سرزمين شياطين، نوشته درن شان، خواهد بود و در روز ششم ژوئن 2007 (مصادف با شانزدهم خرداد 1386) منتشر خواهد شد.
داستان، مثل "لردلاس" و "اسلاوتر" در اين كتاب نيز توسط گرابز گريدى روايت شده و در كتاب بعد از آن نيز ادامه خواهد يافت.
جلدهاى قبلى در روند تاريخى منظمى قرار نداشتند، اما اين بار زمان در پيشرفته ترين حالت خودش و رو به آينده است. ماجرا در واقع درگيرى گرابز با اين مسئله است كه آيا دچار ليكانتروپى (گرگ نمايى) خواهد شد يا خير، و چطور مى تواند از پس آن برآيد.

عنوان كتاب ابتدا در فستيوال كتاب ادينبرگ اعلام شد و درن شان صحنه كوتاهى را براى حضار روخوانى كرد. صحنه اى كه درباره شيطانى بود كه به يك هواپيما حمله كرده بود. و همچنين لردلاس نيز در آن صحنه حضور داشته (يا يك چيز شبيه به اين!)

واقعيت هاى لو رفته:

خط مشى داستان اين است:"رها كردن هيولا..." (يا رها كردن عفريت)
يكى از صحنه ها در يك هواپيما رخ مى دهد و شخصيت برجسته آن شيطان مورد علاقه درن شان است، يك هيولا شبيه به عقرب. اينطور به نظر مى رسد كه اين هيولا بدين صورت قربانى ها را مى كشد: با يك چاقو يا تيزى چشمان قربانى‌ را از حدقه در مى آورد و زهرى حاوى انگلهاى مغزخوار را به درون جاى چشمها تزريق مى‌كند.

درن شان اعلام كرده است در اين كتاب و كتاب بعدى ارتباط بيشترى بين شخصيتهاى اصلى سرى سرزمين شياطين آشكار مى شود.
زمينه عكس روى جلد كتاب جانور خون، ارغوانى رنگ خواهد بود.

این هم عکس جانور خون

Open in new window
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 20:33  توسط nnight  | 

اینم طرح های روی جلد دارن شان:در ضمن اسم کتاب پنجم دارن شان اینه:

Blood Beast

این برای انگلستان:

bec1

 

 

اینم برای امریکا:

bec2

 منبع:سرزمین اشباح و شیاطین

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 13:21  توسط nnight  | 

سلام.واقعا معذرت میخوام.ببخشید که چند مدتی نبودم.ولی با مطلب جالبی خدمتتون رسیده ام!

بله این مطلب در مورد کتاب چهارم سرزمین شیاطین یا همون بک هستش!

بریم خلاصه داستان رو از زبان نویسنده بشنویم!

بک
درسته! این به همان سادگی است که می‌بینید! کتاب به خاطرشخصیت اصلی آن، این نام را به خود گرفته است. این نامی بود که من حتی قبل از اینکه اولین چرک‌نویس‌هایم را بنویسم در ذهن داشتم، و گرچه من برای تغییر دادن این نام در زمان پاک‌نویس کردن و ویرایش خیلی فکر کردم، در نهایت تصمیم گرفتم که هیچ تغییری در این اسم ایجاد نکنم. با وجود غیر‌خلاقانه به نظر آمدن نام کتاب، من واقعا فکر می‌کنم که این بهترین نام ممکن برای کتاب است، و عقیده دارم طرفدارهای کتاب بعد از خواندن آن، به حرف من خواهند رسید. این کتاب کمی با دیگر کتاب‌های این سری فرق دارد، با احساسی کاملا مختص خودش. داستان در زمان‌های بسیار قدیم اتفاق می‌افتد، زمانی که جهان جوان‌تر بوده، وقتی که مردم کمتر می‌دانستند، و ما دوستانه‌تر با طبیعت رفتار می‌کردیم و خود را با آن وفق می‌دادیم. نام ساده و فریبنده‌ی کتاب به نوعی این موضوع را منعکس می‌کند. علاوه بر آن که این مناسب‌ترین نام از بین تمام نام‌هایی که به ذهن من رسید، بود؛ یکی از دوست‌داشتنی‌ترین نام‌های من هم بود!!
آن‌چه در زیر می‌آید نوشته‌ی پشت کتاب "بک‌" خواهد بود:
من تقریبا در قاب در بودم که احساس کردم چیزی پشت‌سرم نفس می‌کشد. "بــــــک‌...‌" برگشتم. نمی‌توانستم چیزی ببینم اما مطمئن بودم که تنها نیستم. می‌خواستم از کسی کمک بخواهم، اما نمی‌توانستم. بعد، در هاله‌ای نامشخص، چنگال‌هایی در تاریکی درخشیدند... صورتی درهم پیچیده... چشم‌هایی آتشین... ردیف‌هایی از دندان... و... هیولا من را گرفت...
از زمان کودکی، بک برای زندگی‌اش مجبور به مبارزه بود. به عنوان یک کار‌آموز کشیشی، او برای به دست آوردن رتبه‌ای در طایفه‌ای مناسب با توانایی‌هایش مبارزه می‌کرد اما از قدرت‌هایش هراس داشت. اما وقتی که هیولاها آمدند، این مبارزه تبدیل به جنگی عظیم شد.
قدرت‌های جادویی بک، ضعیف و پرورش‌نیافته بودند؛ تا زمانی که او با دراست (Drust) فالگیر ملاقات کرد. زیر نظر او، بک و گروه کوچکی از مبارزان عازم سفری به سرزمین‌های دشمن شدند تا با آنها در زمین خودشان روبرو شوند.
اما پایان جنگ نیاز به یک قربانی داشت، آن‌قدر هراس‌انگیز که در ذهن نمی‌گنجید...

* * *

بک یتیم کوچکی بود که در ناقوس کوچک برجی در سلتیک (Celtic) ایرلند زنگی می‌کرد و درس می‌خواند تا بتواند کشیش بشود. او نه‌تنها قدرتمند بود،بلکه ذهن بسیار قوی‌ای نیز داشت، به طوری‌که می‌توانست به راحتی و با تمام جزئیات تولد خودش را به یاد بیاورد! معلمش، بانبا (Banba)، اعتقاد داشت که او بالاخره روزی می‌تواند خودش را به طایفه‌ای که با آنها زندگی می‌کرد ثابت کند. در این زمان بود که تغییرات عظیمی به وقوع پیوست ــ مسیحیت با این که به تازگی به کشور آمده بود بسیاری از طوایف به آن گرویده بودند. گرچه طایفه‌ی بک همچنان به دین قدیمی خود پایبند بودند، اما آنها می‌دانستند که در مقابل موج عظیم مسیحیت مدت زیادی تاب مقاومت نخواهند داشت. بک نگران بود ــ یک کشیش پیروی جادوهای قدیمی مانند او در این جهان تازه چه جایی خواهد داشت؟ اما مردمش با تهدید بزرگتری مواجه شدند. هیولاها حمله کرده بودند و قسمت وسیعی از کشور را گرفته بودند. شب تبدیل به زمانی برای مبارزه و خونریزی شده بود. به نظر می‌رسید که جهان تاب مقاومت در مقابل هیولاهای مهاجم را ندارد.
تا این که یک پسر کند‌ذهن که توانایی دویدن با سرعت غیر‌قابل تصوری را داشت با علاقه به سمت بک آمد و همراه خود گروه کوچکی از مبارزان را آورد. او آنها را به داخل یک شکاف راهنمایی کرد، جایی که همه به غیر از یک فالگیر مرده بودند، دراست. فالگیر به آنها در مورد تونل و راه‌هایی که او برای از بین بردن آن نقشه کشیده بود، توضیح داد. سپس به همراه او راهی شدند.
آنها بالاخره در روستای کوچکی توقف کردند، جایی که بک در مورد میراث گران‌قدرش، لیکانتروپی، اطلاعاتی کسب کرد. بعد از سفری طولانی، به صخره‌ها رسیدند. بک و دراست از قدرتهای جادویی خود استفاده کردند تا به غاری وارد شوند، و با مخلوق کهن (Old Creature) دیدار کنند، کسی که به آنها راه از بین بردن تونل را نشان داد. بک متوجه شد که لازم است او قربانی شود. وقتی که با دراست در این مورد صحبت می‌کرد، برن (Bran) گوش ایستاد و سعی کرد تا کمک کند. زمانی که بک آماده‌ی قربانی شدن بود، برن چاقویی در پشت دراست فرو کرد و باعث شد که بک بفهمد برن هرگز اجازه نمی‌دهد که او بمیرد. دراست از آنها خواست تا از او به عنوان قربانی استفاده کنند، به خاطر اینکه او در هر صورت در حال مرگ بود. وقتی که تونل از بین رفت، دهانه‌ی براد (Brude) شروع به بسته شدن کرد. به محض اینکه آنها به سمت آن دویدند، درست وقتی که با راه خروج فاصله‌ی چندانی نداشتند، وین پای بک را گرفت. بک سعی کرد او را از خود جدا کند، اما به نسبت زمانشان این کار را خیلی آرام انجام داد. آنها دیگر نمی‌توانستند از تونل خارج شوند. بک با استفاده از جادو برن را مجبور کرد تا با استفاده از قدرت فوق‌العاده‌اش در دویدن فرار کند. سپس تونل بسته شد. بک در میان آخرین جملات کتاب در حالی که در تونل به دام افتاده بود توسط شیاطین از هم دریده و تکه‌تکه شد. احتمالا تنها کسی از گروه مبارزان زنده مانده، برن است.
منبع:سرزمین اشباح وشیاطین

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 13:20  توسط nnight  | 

بچه ها اینم نتایج نظر سنجی است

استیو با ۱۵ رای برنده شد

بهش تبریک میگم

دارن شان }
 
از کدام یک از شخصیت های زیر خوشتان میاید
دارن ( 9رای، 23%)
هارکات ( 1رای، 2%)
استیو ( 15رای، 38%)
لارتن ( 10رای، 25%)
دبی ( 2رای، 5%)
الیس ( 0رای، 0%)
ونچا ( 1رای، 2%)
گانن ( 1رای، 2%)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 22:28  توسط nnight  | 





Powered by WebGozar

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 16:38  توسط nnight  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 19:0  توسط nnight  |